چرا بیشتر مشاورههای شغلی کارآمد نیستن؟

احتمالاً این تجربه رو داشتی که میری مشاوره، تست میدی، چند تا نمودار و تیپ شخصیتی تحویل میگیری، چند تا پیشنهاد کلی هم میشنوی… ولی آخرش برمیگردی سر همون نقطه اول. نه شغلت عوض میشه، نه تکلیفت روشنتر میشه، نه میدونی قدم بعدی دقیقاً چیه. سؤال اینجاست که آیا مشکل از توئه؟ یا از مدلی که تصمیم شغلی رو تحلیل میکنه؟
مشکل کجاست؟
بیشتر مشاورههای شغلی یه الگوی تکراری دارن: اول میگن علاقهات رو پیدا کن. بعد برو سمت کاری که دوست داری. حالا از منطقه امن خارج شو، و در نهایت روی خودت سرمایهگذاری کن. همه اینا در ظاهر درستن ولی برای کسی که مثلاً ۳۲ سالشه، چند سال کارمندی کرده، یه بار مغازه زده و ضرر کرده، الان به خاطر نیاز مالی رفته سراغ تاکسی اینترنتی… این حرفها کافی نیست. واقعاً کافی نیست! گرفتن یه تصمیم شغلی جدی، وقتی پای اجاره خونه و قسط وسطه، با جملههای انگیزشی جلو نمیره، نیاز به تحلیل داره.
چه تحلیلی؟
- اگه تغییر مسیر بد پیش بره، چی؟
- هزینه فرصتت چقدره؟
- آیا باید از صفر شروع کنی؟
وقتی اینها تحلیل نشه، تصمیم تبدیل میشه به قمار. و چون احتمالاً تجربه شکست از قبل وجود داره، تردیدها و ترسها بیشتر خودشو نشون میده.
راه حل چیه؟
تصمیم شغلی ترکیبیه از مهارتهای واقعی، تجربههای قابل انتقال، محدودیتهای مالی، ظرفیت ریسک، و وضعیت روانی فعلی. اگه اینها کنار هم دیده نشن، مطمئناً خروجی ناقصه.
یک مثال واقعی
فرض کن فردی ۳۵ ساله، متأهل و دو فرزند داره. چند سال کارمند بوده، اما از شغلش رضایت نداره. در شبکههای اجتماعی مدام میشنوه که برنامهنویسی یا دیجیتال مارکتینگ آینده خوبی داره. چند جلسه مشاوره میره و در نهایت بهش پیشنهاد میکنن مسیرش رو کاملاً عوض کنه. اما هیچ کس ازش نمیپرسه:
- چند ماه بدون درآمد میتونی دووم بیاری؟
- برای یادگیری مهارت جدید چقدر سرمایه داری؟
- اصلاً تجربه یا مهارتی در این زمینه داری؟
- اگه بعد از یک سال نتیجه نگرفتی چه اتفاقی میافته؟
در چنین شرایطی مشکل از خود پیشنهاد نیست. مشکل اینه که تصمیم شغلی بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی زندگی گرفته شده.
برای همین، ممکنه یک پیشنهاد مشابه به دو نفر داده بشه، ولی نتیجه کاملاً متفاوت باشه.
آیا تست شخصیت برای انتخاب شغل کافیه؟
تستهای شخصیت ابزارهای مفیدین، اما نباید اونها رو با تحلیل شغلی اشتباه گرفت. این تستها میتونن بخشی از ویژگیهای رفتاری افراد رو نشون بدن، اما نمیتونن مواردی مثل وضعیت مالی، تجربههای قبلی، ظرفیت ریسک، شرایط بازار کار الان یا محدودیتهای زندگی رو بررسی کنن.کسی که یک بار در کسبوکارش شکست خورده، با کسی که تازه وارد بازار کار شده شرایطشون مشابه نیس؛ حتی اگه نتیجه تست شخصیت هر دوتاشون یکسان باشه. به همین دلیل، نمیشه تصمیم شغلی رو فقط بر اساس یک تست یا چند تا نمودار شخصیتی گرفت.
اگر سالهاس بین موندن در شغل فعلی و تغییر مسیر شغلی مرددی، شاید مشکل از کمکاری یا بیاستعدادیت نباشه. خیلی از آدما به این دلیل نمیتونن تصمیم درستی بگیرن که شرایط واقعی زندگی، مهارتها، ریسکها و فرصتهاشون به شکل دقیق بررسی نمیشه. گاهی هم قبل از اینکه شغلمون رو عوض کنیم، باید مدل تصمیمگیری رو عوض کنیم. اگه میخوای تصویر شفافتری از موقعیت فعلی خودت داشته باشی، میتونی از تحلیل مسیر شغلی کاردریاب استفاده کنی تا قبل از هر تصمیم مهم، شرایطت به شکل دقیقتر بررسی بشه.