در زبانهٔ جدید باز می‌شود
مقالات

من یه آدم درون‌گرام، چه مدل کسب‌وکاری واسه من مناسب‌تره؟

من یه آدم درون‌گرام، چه مدل کسب‌وکاری واسه من مناسب‌تره؟

من یه آدم درون‌گرام، چه مدل کسب‌وکاری واسه من مناسب‌تره؟
کسب و کارهای مناسب درون‌گراها

خیلیا وقتی می‌شنون کسی درون‌گراس، سریع نتیجه می‌گیرن که این آدم برای کسب‌وکار ساخته نشده. این برداشت خیلی سطحیه! درون‌گرا بودن یعنی تو انرژیت رو از سکوت، تمرکز و کار عمیق می‌گیری؛ نه از تعامل دائمی با آدما. اما این اصلاً به این معنا نیس که نمی‌تونی مدیر، کارآفرین یا صاحب یه کسب‌وکار موفق باشی. اتفاقاً پشت خیلی از کسب‌وکارهای قوی آدم‌هایی هستن که دقیق، عمیق و کم‌حرفن. مسئله فقط اینه که مدل کسب‌وکار باید با مدل انرژی گرفتن تو جور دربیاد.

همون‌طور که در بحث پیدا کردن بهترین شغل برای من هم گفتیم، مشکل خیلیا نداشتن توانایی نیست. مشکل اینه که وارد مسیری می‌شن که با شخصیتشون نمی‌خونه. قبل از اینکه جلوتر بریم، یه نکته مهم رو بگم. خیلیا اصلاً دقیق نمی‌دونن درون‌گرا هستن یا فقط خسته از محیط کار فعلی. برای همین اگه بخواهی تصمیم شغلی جدی بگیری، بهتره اول تصویر دقیق‌تری از خودت داشته باشی. در آزمون کاردریاب ما سعی کردیم همین کار رو انجام بدیم. یعنی به‌جای حرف‌های انگیزشی، با داده‌های که آزمون می‌گیریم این چیزا رو بهت نشون بدیم:

  • دو مسیر شغلی که بیشتر باهات سازگاره
  • یک رد فلگ مهم که ممکنه جلوی رشدت رو بگیره
  • و یک توصیه مشخص برای تصمیم‌های شغلی

خیلی وقتا آدما مشکلشون کمبود فرصت نیس؛ مشکلشون اینه که وارد بازی‌ می‌شن که اصلاً برای مدل شخصیتشون طراحی نشده. حالا اگر واقعاً درون‌گرا باشی، چه مدل کسب‌وکارهایی معمولاً با تو سازگارترن؟

۱) کسب‌وکارهای محتوامحور

یکی از طبیعی‌ترین مسیرها برای آدم‌های درون‌گرا، کارهای محتوامحوره. ارزش اصلی در این مدل کارها از فکر کردن، تحلیل کردن و توضیح دادن میاد، نه از تعامل دائمی حضوری.

مثل:

  • نوشتن مقاله تخصصی
  • تولید محتوای آموزشی
  • ساخت دوره آنلاین
  • تولید پادکست
  • یا حتی ساخت یک رسانه تخصصی

آدم‌های درون‌گرا معمولاً در کار عمیق قوین. می‌تونن ساعت‌ها روی یه موضوع تمرکز کنن و چیزی کاملاً اوریجینال تولید کنن. البته این مسیر هم یه توهم خطرناک داره. خیلی‌ها فکر می‌کنن محتوا یعنی فقط نوشتن یا حرف زدن. اما اینطور نیست! اگه بلد نباشی مخاطب جذب کنی و بفروشی، حتی بهترین محتوا هم دیده نمی‌شه. برای همین در خیلی از کسب‌وکارهای محتوامحور، فهمیدن مسئله فروش و مخاطب حیاتی است.

۲) کسب‌وکارهای تخصصی و عمیق

بعضی کسب‌وکارها بیشتر از اینکه اجتماعی باشن، دانش‌محورن. مثلاً:

  • تحلیل داده‌ها
  • توسعه نرم‌افزار
  • طراحی محصول
  • پژوهش کاربردی
  • مشاوره تخصصی

در این مدل‌ها، ارزش اصلی از حل مسئله پیچیده میاد. آدمای درون‌گرا معمولاً در این نوع کارها عملکرد خیلی خوبی دارند چون:

  • تمرکز بالا دارن
  • از کار عمیق خسته نمی‌شون
  • و می‌تونن ساعت‌ها روی یه مسئله فکر کنن

برای همین، خیلی از کسب‌وکارهای تکنولوژیک یا دانش‌محور دقیقاً با همین تیپ شخصیتی ساخته شدن.

۳) کسب‌وکارهای کوچک اما سودآور

یه کلیشه اشتباه از کار موفق هست که کسب‌وکار حتماً باید بزرگ، پرهیاهو و پرکارمند باشه. در حالی که خیلی از آدمای درون‌گرا در مدل‌های کوچیک اما سودآوربهتر عمل می‌کنن. یعنی: تیم کوچک، تمرکز بالا، مشتری مشخص، پیچیدگی مدیریتی کم. توی این مدل، هدف ساختن یه امپراتوری بزرگ نیس. هدف ساختن یه سیستم پایداره که با انرژی ذهنی تو سازگار باشه. خیلی وقتا آدما فقط چون فکر می‌کنن کارآفرینی باید بزرگ باشه، وارد یه بازی می‌شن که اصلاً براشون طراحی نشده.

۴) مدل‌های B2B به جای B2C

اگر درون‌گرا باشی، کار کردن با تعداد زیاد مشتری خُرد ممکنه خسته‌کننده باشه. برای همین خیلی از آدمای درون‌گرا در مدل‌های B2B راحت‌ترن. یعنی بجای اینکه با هزار مشتری کوچک سر و کار داشته باشی، با چند مشتری سازمانی (واسطه) کار می‌کنی.

مثلاً:

  • خدمات تخصصی به شرکت‌ها
  • مشاوره کسب‌وکار
  • ابزارهای نرم‌افزاری
  • خدمات تحلیلی

در این مدل تعامل کمتر، اما عمیق‌تره.

۵) کسب‌وکارهای محصول‌محور

یه مسیر خوب دیگه برای درون‌گراها، ساختن محصوله. محصول می‌تونه:

  • نرم‌افزار
  • ابزار دیجیتال
  • کتاب
  • دوره آموزشی
  • قالب یا ابزار تخصصی

مزیت این مدل اینه که لازم نیس برای هر درآمد، دوباره با یه مشتری جدید مذاکره کنی. یه بار محصول رو می‌سازی و بارها می‌فروشی. برای کسی که از تعامل مداوم خسته می‌شه، این مدل می‌تونه خیلی مناسب‌تر باشه.

یک سوءتفاهم مهم درباره درون‌گراها

درون‌گرا بودن به این معنا نیست که تو نمی‌تونی:

  • تیم بسازی
  • مذاکره کنی
  • یا مدیریت کنی

خیلی از مدیرای بزرگ دقیقاً درون‌گرا هستن. نباید با برچسب زدن به خودمون یا تقلید رفتار کسی که فقط فکر می‌کنیم شبیه ماست، کسب و کارمون رو انتخاب کنیم. تیپ های شخصیتی هم با درجات، هم با شدت و ضعف متفاوت، و هم بصورت تلفیقی از مزاج های روحی و روانی در آدما وجود داره. پس هر کسی باید بصورت مستقل، منحصربفرد و اختصاصی بررسی و تحلیل بشه. و این قیقاً همه حرف کاردریابه. علت وجود آزمون کاردریاب هم همینه تا به تیم تحلیل فرصت بررسی غیر کلیشه‌ای و دقیق رو بده.
اما بصورت کلی می‌شه ویژگی‌های مشترک رو بین مدیرهای درون‌گرا برشمرد. اونا معمولاً:

  • جلسات کمتر اما عمیق‌تر دارن
  • تصمیم‌ها رو بعد از فکر زیاد می‌گیرن
  • و از شلوغی بی‌دلیل دوری می‌کنن

پس مسئله این نیست که درون‌گرا بودن محدودیته. مسئله اینه که مدل کاری باید با مدل انرژی گرفتنت هماهنگ باشه. توی مقاله انتخاب ایده کسب‌وکار مناسب هم گفتیم، حتی بهترین ایده اگه با شخصیتت جور نباشه، خیلی زود تبدیل می‌شه به فشار.

پس اگه درون‌گرا هستی، لازم نیست خودت رو مجبور کنی شبیه آدمای برون‌گرا کسب‌وکار بسازی. مدل‌های زیادی وجود داره که با شخصیتت سازگارترن:

  • کسب‌وکارهای محتوامحور
  • کارهای تخصصی و عمیق
  • کسب‌وکارهای کوچک اما سودآور
  • مدل‌های B2B
  • کسب‌وکارهای محصول‌محور

نکته مهم اینه که بجای تقلید از مسیر دیگران، مدلی رو انتخاب کنی که با مدل انرژی، تمرکز و تعامل تو سازگار باشه. اگه بخوای این رو دقیق‌تر بفهمی، آزمون کاردریاب می‌تونه تصویر روشن‌تری بده؛ اینکه چه مسیرهایی با شخصیتت هم‌خوان‌تره و کجاها ممکنه ریسک بالاتری داشته باشی.